عشق یعنی زندگی

ID LINE:Hamid Reza 0263 فقط اد کنید instagram:hamidreza_0263

پیرمرد عاشق!

پیرمردی صبح زود از خانه اش بیرون آمد.پیاده رو در دست تعمیر بود به همین خاطر در خیابان شروع به راه رفتن کرد که ناگهان یک ماشین به او زد.مرد به زمین افتاد.مردم دورش جمع شدند واو را به بیمارستان رساندند. پس از پانسمان زخم ها، پرستاران به او گفتند که آماده عکسبرداری از استخوان بشود.پیرمرد در فکر فرو رفت.سپس بلند شد ولنگ لنگان به سمت در رفت و در همان حال گفت:"که عجله دارد ونیازی به عکسبرداری نیست" پرستاران سعی در قانع کردن او داشتند ولی موفق نشدند.برای همین از او دلیل عجله اش را پرسیدند. پیر مرد گفت:" زنم در خانه سالمندان است.من هر صبح به آنجا میروم وصبحانه را با او میخورم.نمیخواهم دیر شود!" پرستاری به او گفت:" شما نگران نباشید ما به او خبر میدهیم. که امروز دیرتر میرسید." پیرمرد جواب داد:"متاسفم.او بیماری فراموشی دارد ومتوجه چیزی نخواهد شد وحتی مرا هم نمیشناسد." پرستارها با تعجب پرسیدند: پس چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او میروید در حالی که شما را نمیشناسد؟"پیر مرد با صدای غمگین وآرام گفت:" اما من که او را می شناسم نظرتو بگو

[ شنبه 30 اردیبهشت 1391 ] [ 20:59 ] [ حمیدبی غم......علیرضا علیزاده ] [ نظرات() ]

عاقبت تلخ سفر دختر تهرانی به شمال با پسر مورد علاقه اش!





دختر جوان هنگامی که همراه پسر مورد علاقه‌اش به شمال کشور می‌رفت نمی‌دانست این سفر بازگشتی نخواهد داشت…

سحرگاه ۲۸ بهمن سال گذشته مرد جوانی هنگام عزیمت به محل کارش در شهرستان «نور» ناگهان جسد دختر جوانی را کنار خیابان دید. او بلافاصله با پلیس تماس گرفت و دقایقی بعد هم تیمی از کارآگاهان پلیس همراه بازپرس کشیک جنایی خود را به محل مورد نظر رساندند.




ادامه مطلب
[ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 ] [ 16:02 ] [ حمیدبی غم......علیرضا علیزاده ] [ نظرات() ]

تفاوت حرف زدن دختر ها با پسر ها با گوشی


تفاوت گفتاری پسر و دختر در پای تلفن

 

گفتگوی دو دختر پای تلفن:

سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم… می بینمت خوشگلم… بوس بوس بوس

گفتگوی دو پسر پای تلفن:

بنال… بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر

بعد از قطع کردن تلفن :
دخترها:

واه واه واه !!! دختره ایکبیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد
پسرها:
بابا عجب بچه باحالیه این ممد خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه!!



[ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 ] [ 15:47 ] [ حمیدبی غم......علیرضا علیزاده ] [ نظرات() ]

چگونه با یک دختر دوست شویم؟

باورکنید کار سختی نیست . البته میدونم که برای دخترها پیدا کردن دوست پسر راحت تره چون اکثر پسرها به قول معروف در این زمینه پا هستند ولی خیلی از دخترها تمایلی به دوست شدن با پسرها رو ندارن و بعضی هم به سختی با اونا دوست میشن پس برای دوست شدن به نکات زیر توجه کنید.   
ادامه متن در ادامه مطلب

ادامه مطلب
[ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 ] [ 15:36 ] [ حمیدبی غم......علیرضا علیزاده ] [ نظرات() ]

دلیل عشق....

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟

 

پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم

 

دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی ؟!!!!

 

پسر گفت : واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم


ادامه متن در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 ] [ 15:27 ] [ حمیدبی غم......علیرضا علیزاده ] [ نظرات() ]

تفاوت حرف زدن دختر ها با پسر ها با گوشی


تفاوت گفتاری پسر و دختر در پای تلفن

 

گفتگوی دو دختر پای تلفن:

سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم… می بینمت خوشگلم… بوس بوس بوس

گفتگوی دو پسر پای تلفن:

بنال… بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر

بعد از قطع کردن تلفن :
دخترها:

واه واه واه !!! دختره ایکبیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد
پسرها:
بابا عجب بچه باحالیه این ممد خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه!!



[ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 ] [ 02:47 ] [ حمیدبی غم......علیرضا علیزاده ] [ نظرات() ]

چگونه با یک دختر دوست شویم؟

باورکنید کار سختی نیست . البته میدونم که برای دخترها پیدا کردن دوست پسر راحت تره چون اکثر پسرها به قول معروف در این زمینه پا هستند ولی خیلی از دخترها تمایلی به دوست شدن با پسرها رو ندارن و بعضی هم به سختی با اونا دوست میشن پس برای دوست شدن به نکات زیر توجه کنید.   
ادامه متن در ادامه مطلب

ادامه مطلب
[ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 ] [ 02:36 ] [ حمیدبی غم......علیرضا علیزاده ] [ نظرات() ]

دلیل عشق....

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟

 

پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم

 

دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی ؟!!!!

 

پسر گفت : واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم


ادامه متن در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 ] [ 02:27 ] [ حمیدبی غم......علیرضا علیزاده ] [ نظرات() ]

تنها...

بار اول که گفتی دوستم داری .... باور نکردم

بار دوم که گفتی دوستم داری ... بازم باور نکردم

بار سوم که قسم خوردی .... باورم شد

اما وقتی تنهام گذاشتی.....

 دیدم که سر کارم گذاشتی و حق داشتم که باورت نکنم

 اما منو بد جوری عاشق کردی و تنهام گذاشتی

برنگرد،
 که بر نمی گردی تو هیچوقت
 نمی خواهم داشته باشمت،نترس
 فقط بیا
 در خزان خواسته هایم، کمی قدم بزن
 تا ببینمت ، اخه دلم برای راه رفتنت تنگ شده است...

یه روز بهم گفت میخوام باهات دوست بشم

آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام

بهش لبخند زدم و گفتم: آره میدونم …. فکر خوبیه  ….. منم خیلی تنهام 

یه روز دیگه بهم گفت: می خوام تا ابد باهات بمونم ....اخه میدونی من اینجا

خیلی تنهام

بهش لبخند زدم و گفتم: آره میدونم…. فکر خوبیه ...منم خیلی تنهام

یه روز دیگه بهم گفت: می خوام برم یه جای دور...جایی که هیچ مزاحمی نباشه

وقتی همه چیز حل شد 

تو هم بیا اونجا… آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام

بهش لبخند زدم و گفتم: آره میدونم…. فکر خوبیه ….منم خیلی تنهام

یه روز تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم

 آخه میدونی ...من اینجا خیلی تنهام

براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: آره میدونم ....فکر خوبیه....منم خیلی تنهام

یه روز دیگه تو نامه برام نوشت

 من قراره با این دوستم تا ابد زندگی کنم

آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام

براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: آره میدونم ...فکر خوبیه ....منم خیلی تنهام

حالا دیگه اون تنها نیست....

 و از این بابت خوشحالم... وچیزی که بیشتر از اون خوشحالم میکنه اینه که هنوز

 نمیدونه که من...



[ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 18:20 ] [ حمیدبی غم......علیرضا علیزاده ] [ نظرات() ]

تنها...

بار اول که گفتی دوستم داری .... باور نکردم

بار دوم که گفتی دوستم داری ... بازم باور نکردم

بار سوم که قسم خوردی .... باورم شد

اما وقتی تنهام گذاشتی.....

 دیدم که سر کارم گذاشتی و حق داشتم که باورت نکنم

 اما منو بد جوری عاشق کردی و تنهام گذاشتی

برنگرد،
 که بر نمی گردی تو هیچوقت
 نمی خواهم داشته باشمت،نترس
 فقط بیا
 در خزان خواسته هایم، کمی قدم بزن
 تا ببینمت ، اخه دلم برای راه رفتنت تنگ شده است...

یه روز بهم گفت میخوام باهات دوست بشم

آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام

بهش لبخند زدم و گفتم: آره میدونم …. فکر خوبیه  ….. منم خیلی تنهام 

یه روز دیگه بهم گفت: می خوام تا ابد باهات بمونم ....اخه میدونی من اینجا

خیلی تنهام

بهش لبخند زدم و گفتم: آره میدونم…. فکر خوبیه ...منم خیلی تنهام

یه روز دیگه بهم گفت: می خوام برم یه جای دور...جایی که هیچ مزاحمی نباشه

وقتی همه چیز حل شد 

تو هم بیا اونجا… آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام

بهش لبخند زدم و گفتم: آره میدونم…. فکر خوبیه ….منم خیلی تنهام

یه روز تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم

 آخه میدونی ...من اینجا خیلی تنهام

براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: آره میدونم ....فکر خوبیه....منم خیلی تنهام

یه روز دیگه تو نامه برام نوشت

 من قراره با این دوستم تا ابد زندگی کنم

آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام

براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: آره میدونم ...فکر خوبیه ....منم خیلی تنهام

حالا دیگه اون تنها نیست....

 و از این بابت خوشحالم... وچیزی که بیشتر از اون خوشحالم میکنه اینه که هنوز

 نمیدونه که من...



[ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 05:20 ] [ حمیدبی غم......علیرضا علیزاده ] [ نظرات() ]

معنی عشق

چشامو وقتی تو بهشون نگاه میکنی دوست دارم،

اسممو وقتی دوست دارم که تو صداش میکنی
،

قلبمو وقتی دوست دارم که تو دوسش داشته باشی،

زندگیم رو وقتی دوست دارم که تو توش هستی . .






دستایی رو پیدا کن که در ضعیف ترین حالتت نگهت دارن،

چشمایی که در زشت ترین حالتت نگاهت کنن

قلبی رو که وقتی توی بد ترین حالت هستی دوست داشته باشه؛

اگر تونستی اینارو پیدا کنی بدون که عشق رو پیدا کردی .




[ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ] [ 13:11 ] [ حمیدبی غم......علیرضا علیزاده ] [ نظرات() ]

فریاد ؟


فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!

اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی!

گفتم بدون تو میمیرم ، لبخندی تلخ زدی !

از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشمهای خیسم را ندیدی!

چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور!

چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب است ، تا تو نیز مرا درک کنی!

صدای فریادم را همه شنیدند  جز او که باید میشنید!

اشکهایم را همه دیدند!

آشیانه ای که در قلبت ساخته ام تبدیل به قفسی شده که تا آخر در اینجا گرفتارم!

گرفتار عشقی که باور ندارد مرا ،

فکر میکند که این عشق مثل عشقهای دیگر این زمانه خیالیست ، حرفهای من بیچاره دروغین است!

حالا دیگر آموخته ام که کلام دوستت دارم را بر زبان نیاورم ، دیگر اشک نریزم و  درون خودم بسوزم !

اگر دلتنگت شدم با تنهایی درد دل کنم و اگر مردم نگویم که از عشق تو مردم !

اما رفتنم محال است ، عشق که آمد ، دیگر رفتنی نیست ، جنون که آمد ، عقل در زندگی حاکم نیست!

آنقدر به پایت مینشینم تا بسوزم، تا ابد به عشقت زندگی میکنم تا بمیرم !

گرچه شاید مرا به فراموشی بسپاری ، اما عشق برای من با ارزش و فراموش نشدنیست است!



[ دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 ] [ 19:09 ] [ حمیدبی غم......علیرضا علیزاده ] [ نظرات() ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic